دانلود پایان نامه

برابر 0.721 ، 0.819 و 0.613 مي باشد. اختلاف بين كارائي بهره برداران نشان مي دهد با بكارگيري مقدار بهينه نهادها مي توان توليد را به مقدار زيادي افزايش داد.
نوروزي و چيذري(1385)، عوامل مؤثر بر پذيرش آبياري باراني در شهرستان نهاوند افزايش بازده آبياري مزارع از طريق ترويج روش هاي آبياري باراني و در نهايت دستيابي به افزايش توليد، از برنامه هاي عمده وزارت جهاد كشاورزي طي چند سال گذشته بوده و سرمايه گذاري هاي گسترده اي در اين خصوص انجام گرفته است. هدف اصلي اين تحقيق بررسي عوامل مؤثر بر پذيرش آبياري باراني از سوي كشاورزان شهرستان نهاوند مي باشد. اين مطالعه به روش تحقيق پيمايشي در شهرستان نهاوند و با استفاده از روش نمونه گيري طبقه اي تناسبي انجام گرفته و براي اين منظور با 133 نفر پذيرنده سيستم آبياري باراني و 197 نفر نپذيرنده اين سيستم، يعني مجموعا با 330 كشاورز، مصاحبه حضوري به عمل آمده است. يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد كه تابع تشخيصي حاصل از اين تحقيق مي تواند با مطلوبيت قابل ملاحظه اي، كشاورزان استفاده كننده از آبياري باراني و آبياري سطحي را طبقه بندي نمايد. كاربرد نتايج اين تحقيق در نشر آبياري باراني مي تواند باعث افزايش نرخ پذيرش آبياري باراني و در نتيجه،‌ افزايش بهره وري آب كشاورزي شود.
ويسي و ديگران (1388)، تحليل علل عدم پذيرش فناوريهاي مديريت تلفيقي آفات در ميان شاليکاران استان هاي گيلان و مازندران. هدف اين تحقيق، بررسي و تحليل علل و دلايل کشاورزان براي عدم پذيرش فناوريهاي مديريت تلفيقي آفات در ميان شاليکاران استانهاي گيلان و مازندران بود. بدين منظور، 170 نفر از کشاورزاني که در گروه هاي مدرسه در مزرعه شرکت نمودهاند، ولي اين فناوري ها را در مزرعه خود به کار نبرده بودند به روش تصادفي انتخاب شدند. براي جمع آوري اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحليل گرديد و از آماره تحليل عاملي براي تعيين علل اصلي مشکلات استفاده گرديد. نتايج تحقيق نشان داد که مهم ترين عوامل عدم پذيرش اين فناوري ها عبارت بودند از؛ مسايل مالي، ويژگي هاي فردي، وجود شرايط ابهام و ريسک، مسايل مديريتي، نبود اطلاعات درباره ويژگي هاي فناوري هاي معرفي شده؛ به طوري که اين عوامل، 8/58 درصد واريانس دلايل عدم پذيرش را تبيين نمودند. بر اساس نتايج مطالعه حاضر، رهيافت مديريت تضاد با رويکرد حل مشکل و توسعه نهادي براي رفع موانع و ارتقاي پذيرش فناوري هاي مديريت تلفيقي پيشنهاد گرديد.

2-44چارچوب نظري و مدل پيشنهادي تحقيق
نظريات و تعاريف زيادي در خصوص تعاوني ارايه شده است. منظور از تعاوني در اين تحقيق عبارت است از انجمن ارادي و داوطلبانه از افرادي است كه سازمان را با نظارت دموكراتيك و به منظور تأمين كالاها و خدمات مورد نيازشان ايجاد مي كنند و مانع سود بردن كسي به زيان ديگري مي شوند.
در شرکت هاي تعاوني توليد نوع سازمان رسمي و نوع مديريت جمعي است. در سطح مزارع نيز سازمان کار خانوادگي و غيررسمي است و مديريت مزرعه در اختيار سرپرست خانوار عضو تعاوني توليد است که ضمن پيروي از اصل کلي و برنامه هاي مشترک، امور مزرعه خود را اداره مي کند و از نظر مشورتي و علمي از نظرات مدير عامل که اغلب کارشناس کشاورزي مي باشد، بهره مند مي شود
تعاون و مشارکت دو مفهوم جدا از هم نيستند و به تعبير ديگر تعاوني ها به حضور و مشارکت اعضاء وابسته هستند و نوع مديريت و ساختار تعاوني هاي توليد، مشارکت افراد و اعضاء را پر رنگ مي نمايد و تعاونيهاي توليد کشاورزي، خود زمينه را براي مشارکت واقعي روستاييان فراهم مي کند و کارکردهاي اقتصادي، اجتماعي تعاوني ها براي اعضاء اهميت زيادي دارد. از نظر اجتماعي تعاوني ها باعث گسترش پيوند بين روستائيان شده و اين موضوع مي تواند روستاييان را با حلقه هاي اجتماعي بزرگتر پيوند دهد و از لحاظ اقتصادي مي تواند به افزايش رفاه روستاييان کمک کند و از بوجود آمدن مسائل و مشکلات بعدي جلوگيري کند .
مطالعه انجام شده توسط هم و همكارانش59 (2005)، اساس نگرش مثبت نسبت به كاربرد فناوري و مفيد بودن آن، مهم ترين عامل مؤثر در به كارگيري خدمات توسط كاربران است. در مطالعه هونگ و همكارانش60 (2003)، سرعت ارتباط، رضايت كاربر، قدرت آفرينندگي شخصي، سهولت كاربرد و مفيد بودن مهمترين عوامل تعيين كننده تمايل اشخاص نسبت به خدمات هستند.
ديويس61 (1989)، مدل پذيرش فناوري را ارايه داد. اين مدل براي پيش بيني عوامل اثرگذار بر پذيرش فناوري اطلاعات توسط كاربر و كاربرد آن در عمل طراحي شده است. اساس اين مدل بر اساس تئوري عمل منطقي آجزن و فيشبين و تئوري رفتار برنامه ريزي شده آجزن است. در مدل ياد شده، ادراك مفيد بودن و سهولت كاربرد عواملي هستند كه بر روي تمايل كاربر براي استفاده از يك فناوري اثر دارند (Davis, 1989). در نمودار 9 مدل پذيرش فناوري نشان داده شده است. ونكيتز و ديويس62 (2000) ، مدل پذيرش فناوري اوليه را توسعه داده و هنجارهاي ذهني را نيز به عنوان عامل اثرگذار بر تمايل شخص به استفاده از فناوري، به مدل پذيرش فناوري اضافه كردند.
هنجارهاي ذهني63: مطالعات چان و همکاران که در سال 2001 انجام شد نشان داد که هنجار ذهني، استفاده از فناوري اطلاعات را تحت تأثير قرار مي دهد. کاربران بر اين باور بودند که استفاده بيشتر از فناوري اطلاعات احتمال به دست آوردن منافع بيشتر را افزايش مي دهد. در جايي که کاربران مجبور هستند از رايانه د
ر انجام کارهايشان استفاده کنند يا در موقعيت هايي که آن ها براي استفاده از آن تحت فشار همکاران يا سرپرستان خود هستند تأثير هنجارهاي ذهني افزايش مي يابد. براي مثال اگر يک کاربر معتقد باشد که همکاران يا مديران از او مي خواهند که از رايانه براي تحليل يک مسئله استفاده کند، احتمال بيشتري دارد که اين فرد، تحليل مسئله را با استفاده از رايانه انجام دهد. يافته ها نشان مي دهد هنگامي که فشار اجتماعي براي استفاده از رايانه توسط کاربران افزايش مي يابد، احتمال بيشتري دارد که کاربران اعتقاد داشته باشند فناوري اطلاعات مفيد است و استفاده از آن عملکرد شغلي آنها را بهبود مي بخشد.
راجرز64 (1983)، تئوري انتشار نوآوري را توسعه داد. وي پنج شاخص نوآوري را به عنوان عوامل مؤثر بر پذيرش نوآوري بيان كرد. اين پنج شاخص عبارتند از: مزيت نسبي، سازگاري، پيچيدگي، توانايي تست كردن و مشاهده پذيري. همچنين او معتقد بود كه اين پنج شاخص به ميزان 49 تا 87 درصد در پذيرش نوآوري نقش دارند (Rogers, 1983). نمودار 6 تئوري انتشار نوآوري را نشان مي دهد.
تئوري اشاعه نوآوري‌ها65 (IDT) (راجرز، 1995) سعي مي‌كند اطلاعاتي را دربارة روش مناسب براي حركت يك طرح نوآورانه از مرحلة اختراع به مرحلة كاربرد ارائه دهد. اين تئوري درباره فرايند تصميم‌گيري نوآورانه كه نرخ به كارگيري اختراعات را در عمل مشخص مي‌كند، توضيح مي‌دهد. در تئوري اشاعه نوآوري، فرض مي‌شود كه افراد را مي‌توان بر طبق سرعت به كارگيري نوآوري توسط آنها طبقه‌بندي كرد. دسته‌هاي مختلف افراد عبارتند از: نوآوران،‌ به سرعت تطبيق دهندگان، اكثريت زودپذير، اكثريت ديرپذير و عقب مانده‌ها. اين دسته‌ها به صورت نرمال توزيع شده‌اند (راجرز، 1995).
تئوري اشاعه نوآوري همچنين ادعا مي‌كند كه چهار ويژگي كه بر اجراي نوآوري اثر مي‌گذارد عبارت است از: مزيت نسبي، سازگاري، قابل آموزش بودن، قابل مشاهده بودن.
به اعتقاد راجرز و شوميكر (1369) در نشر نوآوري ها رفتار افراد تحت تأثير دو گونه متغير قرار دارد:
1-شخصيت، رفتار ارتباطي و گرايش فردي
2- طبيعت نظام اجتماعي كه فرد در آن قرار دارد.
ليونبرگروگون (1374) نيز در اين باره معتقدند عوامل زيادي تغيير در رفتار و پذيرش ايده هاي نوين را تحت تأثير قرار مي دهند و اين عوامل از شخصي به شخص ديگر و همچنين از جامعه اي به جامعه ديگر متفاوت است. آنها در ميان اين عوامل به ويژگي ها و خصوصيات افراد به موقعيت هايي كه افراد در آن قرار دارند (اعم از واقعي يا تصويري)، انواع كمك هايي كه مي توانند از متخصصان و سازمان بيروني دريافت كنند، منابع در اختيار آنها، راهبردهاي آموزشي كه در معرض آن قرار دارند و نيز نحوه برخورد و رفتار افراد بيرون از نظام اجتماعي و ارزشي كه مردم براي تغيير و تحول قائل هستند، اشاره مي كند.
سوان سون (1370: 26) عوامل مرتبط با پذيرش نوآوري ها و تكنولوژي هاي نوين را شامل ويژگي هاي شخصيتي افراد و همچنين ويژگي هاي محيطي مي داند كه آنها در آن مشغول به فعاليت مي باشند. چارچوب نظري اين تحقيق در به طور خلاصه در شکل زير آمده است
نمودار 15 . مدل پيشنهادي تحقيق

فصل سوم

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید