مديران بتوانند به کمک انجام دگرگوني هاي ناپيوسته در سازمان، به امتيازهاي ناشي از آن ها برسند (تاشمن و سوم، 1997 ؛ ترجمه رضايي نژاد، 1378 : 40).

3-3-1) تعريف نوآوري :
نوآوري از ريشهي لاتين آن، nova، يا جديد ( new) آشکار مي گردد. به طور کلّي از آن مقدمه اي بر چيزي يا روشي جديد استنباط مي شود. اد رابرتز146، استاد دانشگاه ام. آي. تي147 نوآوري را اختراع به اضافه‌ي بهره برداري تعريف کرده است. نوآوري، تجسم، ترکيب يا تلفيق دانش، در توليدات، فرايندها يا در خدمات اصلي، مربوط و با ارزش جديد است ( دانشکده مديريت هاروارد، ترجمه، ايران نژاد پاريزي و چرخچي، 1389:11). نوآوري عبارت است از معرفي ايده رفتار يا محصولي جديد ؛ چيزي که به تازگي معرفي شده باشد. نوآوري ابزار خاص کارآفرينان است ؛ ابزاري که توسط آن مي توان به يک فرصت براي کسب و کار يا خدمت متفاوت دست يافت. نوآوري وتغيير ضرورتي اجتناب ناپذير در بهسازي سازمان به حساب مي آيد. نوآوري عبارت است از معرفي ايده، رفتار يا محصولي جديد ؛ چيزي که به تازگي معرفي شده باشد. نوآوري ابزار خاص کارآفرينان است ؛ ابزاري که توسط آن مي توان به يک فرصت براي کسب و کار يا خدمت متفاوت دست يافت. نوآوري وتغيير ضرورتي اجتناب ناپذير در بهسازي سازمان به حساب مي آيد. نوآوري يک نظام مديريتي است که بر رسالت هاي سازمان تأکيد دارد، به دنبال فرصت هاي استثنائي است و تعيين مي کند که آيا مناسب مسير استراتژيک سازمان است يا خير، معيارهاي موفقيت را معلوم مي کند و نيز به دنبال فرصت هاي جديد است. دراکر بر اين باور است که نوآوري موفق مستلزم کار سخت متمرکز و هدفمند است، نوآوري يک عامل اساسي در ايجاد رقابت در سطح جهاني است که منجر به رشد سازماني مي شود، موفقيّت آينده را دربر دارد و همانند موتوري است که به شرکت ها اجازه مي دهد که در اقتصاد جهاني از کارايي مستمري برخوردار شوند ( آشتياني و پير محمدي، 1387). نوآوري يک فرايند است که در اين فرايند ابتدا اجازه مي دهد تصورش به آسمان ها صعود کند، سپس آن را به زمين مي آورد و مهندسي مي کند ( مهندسي ايده ) تا تبديل به ايده شود، سپس ايده ها را از طريق مديريت ايده به ايده هاي عملي و مفيد و مناسب تبديل مي کند. خلاقيت به دنبال آن ايده ها را به کالا، خدمات و فرايندهاي جديد يا توسعه يافته در بازار تبديل مي کند و فرايند نوآوري خاتمه مي يابد. به عبارتي خلاقيت لازمهي نوآوري است اما بايد توجه داشت که از خلاقيت تا نوآوري راهي طولاني در پيش است که معمولاً اين راه را افراد کارآفرين تسهيل مي کنند ( احمدي و نصيري واحد، 1387). نوآوري يا ابداع، عملي و كاربردي ساختن افكار و انديشه هاي نو و تازه ناشي از خلاقيت. نوآوري، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات، ” استيفن پي رابينز ” است. از نظر و روش هاي جديد عمليات است. تغيير، ايجاد هر چيزي است كه با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوري اتخاذ ايده هايي است كه براي سازمان جديد است. پس نوآوري نوعي تغيير است اما هرتغييري را نمي‌توان نوآوري ناميد. نوآوري يا ابداع، تغييري بديع و تازه است كه براساس انديشه هاي نو كه سابقه قبلي نداشته بوجود مي آيد و از اين رو اگرچه نوآوري تغيير است، اما هرتغييري نوآوري نيست ( کاوير148، 1990 ؛ جوانمرد و سخايي، 1388). نوآوري عبارت است از فرايند اجراي خلاقيّت يا به عبارتي تحقق بخشيدن و عمليّاتي کردن ايده هاي نو و به طور کلي تبديل خلاقيّت به ايده هاي عيني. بنابراين خلاقيّت منشأ و پيش شرط قطعي نوآوري است ( گلستان هاشمي، 1380).

3-3-2) نوآوري:
نوآوري، تنها ايده ي زيربنايي مشترك در همه ي اشكال كارآفريني سازماني است، با اين كه نوآوري يك شرط كافي در كارآفريني تلقي نمي شود؛ اما برخي مدعي هستند كه، بدون نوآوري، كارآفريني سازماني هم وجود نخواهد داشت ( کاوين و مايلز149، 1999). جلوه هاي زير، نشان دهنده ي درجات مختلفي از نوآوري هستند.
جدول 2-3: درجات مختلف نوآوري
درجات مختلف نوآوري
منبع
1. يك فرد يا يك گروه، يك ايده ي توليدي جديد را درون يك سازمان معرفي كرده واز آن حمايت مي كند.
Kuratko,1993
2. يك سازمان، يك محصول جديد يا يك تركيب بازاري جديد از خدمات را درون سازمان و اضافه بر وضعيت فعلي مورد بهره برداري قرار مي دهد.
Shane,2000
3. يك سازمان، براي ارايه ي يك محصول يا خدمت جديد، يك گواهي ابداع كسب مي كند.
Sathe,1989
4. سازمان، يك محصول يا يك فرصت بازاري را به سازمان يا فرد ديگري مي فروشد.

Shane, 2000
5.سازمان، محصولات و خدمات جديدي را جايگزين محصولات و خدمات فعلي خود مي كند.
Drucker,1985
6. سازمان، يك واحد كسب وكار راهبردي را منحل كرده و به جاي آن، يك واحد جديد يا يك واحد خريداري شده را مستقر مي كند.
Sathe,1989

7. سازمان، سازماني ديگر يا محصول يا خدمت جديدي را خريداري مي كند؛ بدين منظور كه وارد يك صنعت جديد شود.
Sathe,1989

8. سازمان، وارد يك بازار خارجي شده يا اين كه به طور اساسي فروش خارجي خود را افزايش مي دهد.
Birkinshaw,1997

9. سازمان، سازمان جديد ديگري را ايجاد مي كند، بدين منظور كه از يك بازارجديد بهره برداري كرده و يا يك محصول يا خدمت جديدي را آغاز كند.
Shane,2001
منبع: شائمي وهمكاران، 1387
جلوه هاي يادشده از نوآوري كاملاً از هم متمايز نيستند و ممكن است همراه با هم درون يك سازمان واحد وجود داشته باشند ( کاوين و مايلز150،1999: 48).

3-3-3) نوآوري سازماني:
نوآوري، يک نظام مديريتي است که بر رسالت سازمان تأ
کيد دارد، به دنبال فرصت هاي استثنائي است، معيارهاي موفقيّت را معلوم مي کندو به دنبال فرصت هاي جديد است. نوآوري عاملي اساسي در ايجاد رقابت در سطح جهاني استکه منجر به رشد سازماني مي شود و موفقيّت آينده را در بر دارد (ليا151 و همکاران، 2007 ؛ شهابي و جليليان، 1390). مارا و لاکيس، نوآوري هاي سازماني را بر اساس محصول، فرايند و نوآوري هاي اجرايي بررسي کرده اند. پژوهشگران دريافتند که اکثر تحقيقات در زمينهي نوآوري، بر نوآوري محصول در شرکت هاي توليدي تأکيد دارند ( آشتياني و پيرمحمدي، 1387). نوآوري سازماني عبارت است از فرايند اجراي خلاقيّت سازمان، يا به عبارتي تحقق بخشيدن و عملياتي کردن ايده ها و طرح هاي نوين سازماني ( گلستان هاشمي، 1388). نوآوري سازماني اختراع تازه اي از دانش يا توسعه اطّلاعات تازه نظير مفهوم، تئوري يا فرضيه است ؛ به عبارت ديگر نوآوري سازماني به معناي چيزي جديد براي استفاده است. نوآوري سازماني مستلزم تبديل ايده به اشکال قابل استفادهي سازماني است و اين ايده براي پيشبرد عملکرد سازماني مورد استفاده قرار مي گيرد ( دامن پور و همکاران152، 2008؛ بهرامي، رجايي پور، حسيني، بختيارنصرآبادي و يارمحمديان1390). نوآوري سازماني به عنوان توسعه يا پذيرش يک ايده يا رفتار در عمليّات سازماني است که براي کل سازمان جديد و نو است. تحقق فنّاوري نو يا اقدامات جديد مديريتي بر حسب محصولات جديد يا فرايندهاي نو صورت مي گيرد. محصولات جديد شامل محصولات محسوس و خدمات نامحسوس و فرايندهاي جديد شامل فرايندهاي مستقيم و عمليّات پشتيباني در سازمان است ( وانگ و چين153، 2006؛ بهرامي، رجايي پور، حسيني، بختيارنصرآبادي و يارمحمديان1390).
نمودار 2-2: نوآوري سازماني

منبع: سالاووت و همکاران،2004: 109؛ به نقل از آشتياني و محمدي، 1387.
در شکل بالا، استراتژي ويژه شرکت ( سازمان ) واجزاء اصلي مرتبط با رقابت، در زمينهي نوآوري، سازماني با عنوان عوامل داخلي و خارجي ناميده مي شوند. ويژگي هاي استراتژيک خاص، قدرت نوآوري را افزايش مي دهند و فرض بر اين است که بازار مداري، آموزش و سياست تکنولوژي، رفتار نوآورانهي شرکت را افزايش مي دهد و علاوه بر عوامل داخلي، عوامل محيطي هم به عنوان اجزاي اصلي رفتار نوآورانه مورد بررسي قرار مي گيرند ونوآوري سازماني، به طور کلي پديده تک بعدي است که تمايل سازمان را براي ايجاد و اجراي انواع مختلف نوآوري ها، مانند تکنولوژيکي، اجرايي، محصول و فرايند بيان مي کند (سالاووت و همکاران، 2004، به نقل ازآشتياني و محمدي، 1387).

3-3-4) تاريخچه نوآوري سازماني :
مفهوم نوآوري توجه تعداد زيادي از محققان را به خود جلب کرده است، مطابق نظر دي جونگ 154 اين مفهوم را اولين بار شومپيتر155 در سال 1934 مطرح کرده که به عنوان فرايند ايجاد نام تجاري جديد، محصولات، خدمات و فرايندها و تأثير آن بر توسعهي اقتصادي مطرح شده است. از آن به بعد دانشمندان مختلفي به تشريح متفاوتي از اين مفهوم براي بقاء طولاني مدت سازمان ها پرداخته اند و نوآوري به عنوان عامل بسيار مهمي در سازمان ها در نظر گرفته شده است ( خان156، 2009 ؛ چوپاني، زارع خليل، قاسمي و غلام زاده، 1390). کانتر (1989) نوآوري سازماني را فرايند گردآوري هر نوع ايده جديد و مفيد براي حل مسئله مي خواند و معتقد است که نوآوري شامل ايده، پذيرش و اجراي آن است ( احمدي و پيشدار، 1389، به نقل از ميرکمالي و چوپاني، 1390). نوآوري سازماني به طور کلي شکل گيري ايده، پذيرش و پياده سازي ايده‌هاي جديد در فرايندها، محصولات و خدمات( چاووش باشي و کاووسي، 1387) و ميل به تغيير از طريق اتخاذ تکنولوژي ها، منابع، مهارت ها و سيستم هاي مديريتي جديد است ( اوسا هاوانيت چاکيت، 2008 ؛ ميرکمالي، نارنجي ثاني و اعلامي، 1390). باريقه و همکاران معتقدند که نوآوري به عنوان خلق دانش جديد و ايده هاي کسب و کار براي تسهيل محصولات جديد، با هدف بهبود فرايند هاي کسب و کار داخلي، ساختار و کشش بازار به سوي محصولات و خدمات است ( ميرکمالي، نارنجي ثاني و اعلامي، 1390).
3-3-5) سنخ شناسي نوآوري سازماني:
با عنايت به بررسي پيشينه موضوع ملاحظه مي شود كه تاكنون مطالعات اندكي، چه به صورت مفهومي و چه به صورت روش شناختي در مورد نوآوري سازماني انجام شده است. به زعم آرمبروستر و همكاران (2008) نوآوري سازماني مشتمل بر تغييرات در ساختار و فرآيندهاي يك سازمان جهت به كارگيري مفاهيم جديد مديريتي، كاري و عملياتي مانند به كارگيري گروه ها در توليد، مديريت زنجيره تأمين و سيستم هاي مديريت كيفيت مي باشد. از اين رو مطابق يافته هاي باكر و همكاران ( 2005 ) نوآوري سازماني به منزله كاربرد ايده هايي كه براي شركت جديدند، تعريف شده است. خواه اينكه جديد بودن درمحصولات، فرآيندها، نظام هاي مديريتي و يا در فعاليت هاي بازاريابي نمايان باشند. در بررسي مطالعات پيرامون نوآوري سازماني محققان موارد زير را شناسايي كرده اند (جدول 2).
2-4): جدول سنخ شناسي نوآوري سازماني:
رديف
ابعاد مورد تأکيد
محقّق
1
خصيصه هاي ساختاري( شامل، نوآوري محصول
و فرآيندهاي فني)
بارن و استالكر( 1996 )، مينتزبرگ ( 1978)
تيس ( 1998)
2
تغيير سازماني و توسعه(شامل، مدل هاي
تغييرات سازماني و چگونگي ايجاد آن)
گرينر( 1967 )، هانان و فريمن ( 1977)
مري( 1986)
3
چگونگي پديدار شدن، توسعه يافتن و رشد
نوآوري سازماني (شامل شناخت، يادگيري وخلاقيت سازماني)
آرگريس و شون ( 1987 )، د
انكان
ويس ( 1979 )، آموبيل ( 1988)
4
نوآوري فني(شامل تكنولوژي ها، توليدات و
خدمات جديد و اتخاذ روش هاي جديد و بهبوديافته ) و نوآوري اداري(شامل رويه ها، سياست ها و اشكال سازماني جديد)

دامن پور ( 1991 )، جيمنز و سگارا ( 2008)
5
سطح ابتكار(شامل فعاليتهاي مرتبط با درك
مسئله، گردآوري اطلاعات، صورت بندي نگرش ها و دستيابي به منابع براي تصميم گيري) و سطح اجرا( شامل اقدامات مرتبط با جرح وتعديل در نوآوري و سازمان، به كارگيري اوليه واستفاده دائم از نوآوري)

گويال و آخيليش ( 2007)

خصيصه هاي ساختاري، تغيير سازماني و توسعه، چگونگي ظهور، پديدار شدن و رشد نوآوري
آرمبروستر ( 2008)
منبع: باکر و همکاران،2005؛ به نقل از رضواني و طغرايي،1390
همه اين تحقيقات (جدول 2-4) نوآوري سازماني را به عنوان يك ساز و كار لازم جهت ارائه تكنولوژي هاي جديد، يا

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید