توبه بعد از اقرار يا صدور حكم اجازه عفو را براي امام به همراه دارد نه اينكه امـام بـا توبه ملزم به عفو باشند تا موجب تجري ديگران فراهم شود و موجب تعطيلي حدود الهي را نيز فراهم نمي كنـد زيـرا در اين حالت موجب جلوگيري از توبه برخي از مجرمان كه از كار خود نادم و پشيمان شده اند ولي موفق به توبه به دلايـل مختلفي نشده اند خواهد شد و اين مورد منحصر در اقرار است و اگر جرم با شهادت شهود ثابت شده باشـد توبـه بعـد از آن موثر در عفو نيست و همانگونه كه بيان شد الزامي به عفو براي حاكم نيز ايجاد نمي شود و همچنين در ماده 72 قانون مجازات اسلامي و مواد ديگر جواز عفو به توبه قبل از صدور حكم مقيد نشده است و صـرف صـدور حكـم نمـي تـوان شخص را از امكان استفاده از عفو محروم نمود .ليكن اگر جرم با شهادت ثابت شود و اگر مرتكب پس از آن توبه نمايد امام اختيار عفو مجرم را ندارد و بايد حد الهي را بر او جاري كند و مستند نظريه مشهور فقها روايات بسياري است كه در اين خصوص وارد شده اسـت از جملـه روايـت وارده از امام علي ( ع) است كه فرمود: « اذا اقامت البنيه فليس لاامام ان يعفو169 »
البته در مورد توبه محارب طبق نص صريح آيات قرآن وي بايد پيش از دستگيري توبه نمايد .
7-2 توبه در قانون مجازات اسلامي
در قانون مجارات اسلامي در مواد متعددي در حدود توبه مرتكب را ذكر كرده است170. و در مورد حد قوادي و محاربـه راجع به اينكه توبه موجب سقوط مجازات است يا خير سكوت اختيار نموده است و فقط در ماده 194 به توبه محارب در مدت تبعيد اشاره كرده است. ليكن با توجه به آيـه 43 سـوره مائـده و روايـات وارده و اجمـاع فقهـاي شـيعه و وحـدت ملاك بين كليه جرايم مستوجب حد (بجز حد قـذف ) در ايـن زمينـه نيـز در صـورت توبـه محـارب پـيش از دسـتگيري مجازات ساقط خواهد شد171. اگرچه برخي از نويسندگان معتقدند كه علاوه بر اينكه توبه موجب سـقوط حـد در جـرايم حق اللهي مي شود سقوط مجازات تعزيري را نيز به دنبـال دارد و از ايـن رو عمـل ارتكـابي اگـر موجـب تعزيـر باشـد و بزهكار پيش از قيام بينه توبه نمايد در اين صورت تعزير ساقط مي شود زيرا اطلاقات موجود در اين باب تعزيرات را نيـز شامل مي شود و اين از باب قياس اولويت نيز و اكثر فقها در اين مورد به آيه 25 سوره شوري استناد مي كنند زيرا لازمه قبولي توبه عدم مجازات و عقوبت است172چنانچه توبه با شرايط واقعي خود صورت گيرد داراي آثار حقوقي است كه از جمله مي توان به چند اثر مهـم آن اشـاره كرد :
7-3 سقوط مجازات
سقوط مجازات مجرمان اثر اصلي توبه است كه اين اثر مربوط به توبه پيش از اثبات جر م است كه مـورد اجمـاع فقهـاي اماميه است و از جمله محقق لاهيجي معتقد است كه در صورت تحقق توبه عقاب سـاقط شـده و بـر ايـن مـسأله اجمـاع منعقد شده است.173 قانون موضوعه ايران نيز به تبع فقه اسلام توبه قبل از دستگيري را مسقط كيفر دانسته است. بسياري از
فقها بر اين نكته مهم فقهي اتفاق نظر دارند كه هر گاه شخص مرتكب جرمي شود و قبل از مراجعه بـه حـاكم توبـه كنـد چنانچه آن جرم جنبه حق الهي داشته باشد مجازات ساقط مي شود صاحب كتاب لمعه مي فرماينـد « و التوبـه قبـل القيـام البينه تسقط الحد عنه174 »
همچنين شيخ صدوق ( ره) مي فرمايند: «كه ابوبصير از امام صادق ( ع) سؤال مي كند كه بينه بر عليه مردي شهادت داد كه زنا كرده است و قبل از آنكه حد بر او جاري شود زاني فرار كرده است حكم او چيست آن حضرت در پاسـخ فرمودنـد اگر توبه كرده است حد بر او جاري نمي شود و اگر قبل از توبه دستگير شود حد بر او جاري مي شود.175 »
روايت فوق داراي ابهام و اجمال مي باشد مرحوم شوشتري از اين روايت اينگونه استفاده كرده است كـه اگـر اصـحاب چنين نظريه اي را نپذيرفته اند روايت را بر اين معنا حمل نكرده اند .
در كتاب لمعه در فصل لواط آمده است « ولو تاب قبل قيام البينه سقط عنه الحد قتلا او جلدا176 »
در باب حد مساحقه مـي فرمايند و لوتاب قبل البينه سقط الحد177 » ايشان هم اين عبارت را در حد شرب خمر نيز آورده اسـت178
عدم عقوبت از آيه شريفه « و هو الذي يقبل التوبه من عباده179 » نيز استفاده مي شود زيرا لازمه توبـه عـدم عقوبـت اسـت و اگر عقوبت ثابت باشد معناي آن عدم پذيرش توبه است شايد گفته شود كه اين آيه بر نفي مجازات اخروي اسـت و در نتيجه مجازات دنيوي از قبيل حدود و قصاص و ديات ساقط نمي شود.محقق كركي در جامع المقاصد مي فرمايند اين آيه در صدد بيان اين مطلب است كه قبولي توبه اختـصاص بـه خداونـد تبارك و تعالي دارد و مي گويد اين امر كه قبولي توبه و نيز عدم مجازات بر خداوند واجب باشـد از آيـه فـوق اسـتفاده نمي شود.180
همچنين امام سجاد در دعاي 31 صحيفه سجاديه در دعاي توبـه بـا خداونـد رحمـان اينگونـه مناجـات مـي كنـد «و قـد حكمت يا الهي في محكم كتابك و انك تقبل التوبه عن عبادك فاقبل توبتي كما وعدت و الف سياتي » خداوند در آيه شريفه فوق وعده قبولي و پذيرش توبه را به بندگان داده است . بنابراين پذيرش توبه از باب عدم خلف وعـده اي اسـت كه خداوند به بندگان داده است و استفاده ( انحصار قبول توبه در خداوند ) از آيه شريفه بنظر نمي رسد.توبه موجب سقوط مجازات تعزيري نيز مي شود لذا عمل ارتكابي موجب تعزيـر شـود و بزهكـار قبـل از قيـام بينـه توبـه نمايند تعزير ساقط مي شود بنابراين اطلاقات موجود در اين باب تعزير را نيز شامل مي شود و اين از باب قيـاس اولويـت نمي باشد
7-4 قابليت عفو توسط امام
يكي ديگر از آثار توبه مربوط به اثر
توبه پس از اثبات جرم مي باشد كه در اين صورت همانگونه كه بيـان كـرديم توبـه عامل سقوط مجازات نيست بلكه سبب عفو توسط قاضي است كه در صورت تشخيص مصلحت فرد و جامعه مخير است مرتكب را از مجازات معاف نمايد . از آنجا كه قانون مجازات اسلامي مبتني بر فقه اماميه مي باشد طـي شـرايط ويـژه اي عفو محكومين مجازات حدي را توسط ولي امر پذيرفته است از آن جمله مي توان به ماده 72 ق . م . ا اشـاره كـرد كـه :
« هر گاه كسي به زنايي كه موجب حد است اقرار كند بعد توبه نمايد قاضـي مـي توانـد تقاضـاي عفـو او را از ولـي امـر بنمايد و يا حد را بر او جاري كند.»
قانونگذار مشابه به همين حكم در خصوص جرايم ديگري در مواد133،126/182 نسبت به لواط و تفخيـذ، مـساحقه و شرب خمر پذيرفته است و در حدود ديگري مانند قذف ، سرقت ، قوادي و محاربه در خـصوص اختيـار عفـو ولـي امـر مطلبي بيان ننموده است .
مستند اين نظريه فقها روايات متعددي است كه در اين زمينه آمده است از جمله روايت ضريح كناسي181، روايت معتبـره طلحه از امام صادق182 ، روايت مرسله برقي از امام صادق183 كه در روايت معتبره طلحه آمده است كه « جـواني نـزد علـي (ع) به سرقت اعتراف كرد . اميرالمؤمنين (ع) به او فرمود مي بينم كه جواني و اشكالي در بخشيدن تو نيست ( بـه خـاطر جوان بودن ، شايسته بخشش هستي )، آيا چيزي از قرآن مي خواني ؟ گفت بله ، سوره بقره ، امام فرمود : دست تورا بـه سوره بقره بخشيدم . امام صادق فرمود : حضرت از آن رو دست او را نبريدند كه بينه اي بر او اقامه نشده بود.» اگر چه در روايات مذكور سخني از توبه به بيان نيامده است ولي صاحب جواهر مي نويسد « در هيچ روايتي توبه مقر شرط جواز عفو دانسته نشده است ولي شايد اتفاق بر تقييد كافي براي تقييد باشد.184» ليكن برخي از فقها معتقدند كه روايات مذكور كه دلالت بر عفو امام دارند حاكي از توبه يا عدم توبه از ناحيه اقرار نشده است از جمله آيت االله ميرزا جواد تبريزي مـي فرمايند در مشهور فقها عفو امام را به صورت توبه و قيد نموده اند ليكن اين تقييد وجهي ندارد مخصوصاً وقتي كـه عفـو از مجازات موجب توبه و اصلاح مرتكب باشد.185»برخي از فقها جهت توجيه قول خود بر توبه مرتكب به دلايلي تمسك جسته اند.
7-5 اقرار قرينه اي بر پشيماني و توبه است
اقرار در اغلب موارد ناشي از تحول دروني و ترس از عذاب آخرت به قصد پاك شدن از گنـاه مـي باشـد. ايـن حالـت نشان دهنده توبه است . ليكن با توجه به اين كه بر توبه مرتكب آثاري همچون زوال فسق و قبـولي شـهادت و عفـو امـام مترتب مي باشد بايد ابراز گردد تا قابل احراز باشد و برخي از مراجع معاصر نيز در پاسخ استنقاآت به عمـل آمـده چنـين بيان داشته اند .
آيت االله العظمي موسوي اردبيلي « صرف ندامت بدون تصريح به توبه موجب عفو نمي شود »
آيت االله العظمي فاضل لنكراني
«اقرار كفايت از توبه نمي كند بلكه بايد توبه از راه ديگري ثابت شود.186»
7-6 روايت
در اين رابطه به روايت خاص اشاره شده است كه روايت مرسله حسن بن علي بن شعبه است گفته شده است كه « تطوع » در اين روايت مشعر بر توبه است و در واقع اشاره به يك انگيزه الهي دارد كـه او را بـه اقـرار از روي اختيـار وا داشـته است و چنين حالتي جداي از توبه نيست.187

7-7 توبه و صدق عفيف شدن مجرم
همانطور كه در مباحث گذشته مطرح شد اجراي مجازات از ديدگاه اسلامي نوعي پاك شـدن از گنـاه اسـت و مثـل آن است كه فرد از ابتدا جرمي مرتكب نشده است و لذا فرد پـس از اجـراي مجـازات و يـا اينكـه توبـه او داراي حرمـت و احترام مي گردد و ديگر اعضاي جامعه نمي توانند با اظهارات خود موجب هتك حيثيت كسي كه بر او حد جاري شـده است يا توبه نموده است گردند چرا كه وي عفيف شنا خته شده و چنانچه نسبت ناروايي به وي داده شود نسبت به قاذف مي توان حد جاري نمود.
از جمله در روايات آمده است كه اگر به ولد زنا را كه مادرش را حد زده باشند بگويد «اي ولد زنا كه مادرت به تو زنا كرد » بر وي حد تام نبود و تعزير لازم مي آيد و اگر گويد وي را « يا پسر زانيه » و مادرش توبه كرده باشـد و توبـه وي ظاهر باشد بر قاذف حد تمام زده مي شود.188
كه اين امر باتوجه به مباحثي كه در گذشته مطرح شد فسق مجرم با توبـه يـا اجراي مجازات از بين مي رود و به عنوان فردي صاحب عفت شناخته مي شود و چنانچه به چنين فردي اتهامي زده شود به واسطه اعاده شدن حيثيت مجرم قابل تعقيب و مجازات است .

با اشاره به يك نمو نه از اين نوع قواعد فقهي در ابتداي مطلب كه در واقع زير ساختار صدور حكم فقهي مي باشـد حـال به بررسي انواعي از اين احكام فقهي كه در متون فقهي موجودند مي پردازيم تا ببينيم اين مباني در صدور احكام فقهي و لحاظ مبحث اعاده حيثيت در مورد مجرمين يا متهمين بي گناه موثر واقع شده اند يا خير ؟ شيخ صدوق متوفي 381 هـ در كتاب المقنع مي فرمايد :
« لا تجوز شهاده المفتري حتي يتوب من فريته و توبته ان يقف في الموضع الذي قال فيه ما قال فيكذب نفسه189 »شهادت فرد مفتري قابل قبول نمي باشد مگر اينكه از عمل انجام شده اش توبه كند كه اين توبه هم متوقف است تكذيب خودش در محلي كه عمل افترا انجام شده است . در اين حكم فرد مفتري به دليل جرمي كه مرتكب شـده اهميـت اداي شهادت را از دست مي دهد اما تنها امري كه باعث مي شود كه به زندگي اجتماعي عادي باز گـردد و حقـوق اجتمـاعي خود را بازيابد توبه است كه به وسيله آن از فرد مفتري اعاده حيثيت به عمل آيد .در همين باب يعني باب شهادت شيخ مفيد (متوفي 413 هـ ) مي فرمايد :« و كذلك الفاسق اذا شهد علي شي
ءو هو فاسق ثم تاب و اصلح و عرفت منه العفه قبلت شهادته بعد توبته فيما شهد في حال فسقه 190»
شهادت فاسق در حال فسق قبول نمي باشد و تنها استثنا بر اين اصل اين است كه فاسق توبه كند و عملش اصلاح شـود و عفت و عدم ارتكاب معصيت در او محرز شود و فقط در اين حالت است كه شهادتي كه حتي در حال فسق هم ادا شده باشد از او قبول خواهد شد شيخ طوسي در باب شهادت و در فرع عدالت شاهد در كتاب المبسوط چنين مي گويد :
« فان تاب القاذف زال فسقه بمجرد التوبه و شهادته لا يسقط بل يقبل191 »
توبه قاذف فسق او را زايل مي كند و اهليت اداي شهادت را خواهد يافت .
محقق حلي هم در كتاب شرايع الاسلام خود نظرات علماي سلف خود را مي پذيرد و در ادامه قيدي به اصلاح حاصل از توبه قاذف مي زند « : في اشتراط اصلاح العمل الاقرب الاكتفاء بالاستمرار بان بقاء علي التوبه اصلاح و لو ساعه192 »در اصلاح منتج از توبه قاذف

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید